خدایا این چه امتحانیه که دارم پس میدم من...؟
تو میبینی حرفایی که بهم میزنن و واکنشی که من میدم بهشون
و میبینی حرفایی که میزنم و واکنش هایی که میدن به من
مگه قرار نبود قشنگ باشه بعد شب تیره...؟ مگه قرار نبود بعد شب تیره روشنی صبح باشه؟
کِی میرسم به روشنایی...؟
نکنه روشنایی ای که مدنظرته... اونی باشه که فکر میکنم؟ :*)
خدایا اگه اونی باشه که فکر میکنم، اون تاریکی قلب منه ها...
خدایا اگه درست شدن همه چیز راهش اون باشه من نمیتونما...
خدایا بگو زندگی انقدرم سخت نیست و اینا فقط اورتینک منه :*)
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 21:54
توسط من :)
|